عباس اقبال آشتيانى

409

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بعد از رسيدن خبر عصيان محمود شاه ، غازان خان كه عازم حركت به طرف شام بود امر داد تا شحنهء اصفهان و اتابك لرستان و پادشاه شبانكاره و لشكر فارس بدفع او عازم كرمان شوند . نصرة الدين احمد اتابك لرستان و نظام الدين حسن پسر جلال الدّين طيّب شاه پادشاه شبانكاره و ساداق نويان شحنهء فارس و لشكريان يزد و اصفهان بكرمان آمده شهر را در محاصره گرفتند . محمود شاه 10 ماه مقاومت كرد ولى چون قحط در شهر افتاد اضطرارا تسليم شد « 1 » و ساداق بيك او را گرفته به خوارى تمام به اردو فرستاد اما محمود شاه در بين راه زهر خورده در نزديكى همدان به سال 699 مرد . بعد از فتنهء محمود شاه غازانخان بار ديگر محمد شاه را به حكومت كرمان مأمور نمود . محمد شاه كه مردى با سخط و بدگمان بود در مراجعت بسيارى از مردم را بكشت و در شراب‌خوارگى افراط نمود و به همين جهت عمر دراز نكرد و در سال 702 در سى و نه سالگى وفات يافت و غازان چون ديگر كسى از اين خاندان جز قطب الدّين شاه جهان پسر جلال الدّين سيورغتمش باقى نمانده بود كرمان را به او سپرد ولى او را هم كه مردى بىتجربه و مايل به انزوا بود پس از جلوس اولجايتو اين ايلخان از حكومت معزول كرد و سلسلهء قراختائيان كرمان برافتاد . قطب الدّين شاه جهان دخترى داشت بنام مخدوم‌شاه خان قتلغ كه او را امير مبارز الدّين محمّد بن مظفر در عقد خود آورد و او مادر اكثر سلاطين آل مظفر است . قطب الدّين شاه جهان بعد از دو سال و نيم پادشاهى و عزل از حكومت بشيراز به خدمت كردوجين زن پدر خود آمد و در زاويه‌اى مقر گرفت و در آنجا بود تا مرد . قراختائيان كرمان 1 - براق حاجب بن گل‌دوز از 619 تا 632 2 - ركن الدّين مبارك خواجه بن براق از 632 تا 650 3 - قطب الدّين محمّد برادرزادهء براق از 650 تا 655 4 - سلطان حجاج پسر قطب الدّين و مادرش از 655 تا 681 عصمة الدّين قتلغ تركان زوجهء قطب الدّين از 655 تا 681

--> ( 1 ) - جلال الدين شاه وزير فارس در جواب محمود شاه اين رباعى را پس از دستگيرى او گفت : اى ناكس دين برافكن اى سفلهء دون * وى عقل تو در دست هوى گشته زبون كردى تو تهورى و دشمن كشتى * ديدى فلك از پرده چه آورد برون .